قصه یه روزی



سلام .!!

نمیدونم هنوزم کسی میاد وبم یا نه ؟؟؟

همین امروز ناگهان چشمم افتاد به پروفایل صمیمی ترین  دوستم که نوشته بود:   مهدیه عزیزم ولنتاینت مبارک !!!surprise

ینیی چییی؟؟؟؟؟ مهدی دیگه کیه ؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!! خدااااااااایااااااااااااا!!!   ینی خبریه واقعا به من هیچی نگفتهه ؟؟؟؟؟

 

درباره درس هام هم اینکه بد نیست  . از نیم سال دوم یکم کم انرژی شدم ولی دارم خودمو میکشونم wink

 

دوسدارم نظراتتون رو بشنوم blush

 

 

 

 

 

See the source image

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

برای هر ستاره ای که ناگهان
در آسمان
غروب میکند
دلم هزار پاره است

دل هزار پاره را

خیال آنکه آسمان

    -همیشه و هنوز-

پر از ستاره است

چاره است

 


بنظرم خیلی باکلاسه پست بدون نظر بزاری :)

خب ولی دوست داشتنی تر اینه که نظراتونو ببینم

به تازگی چیز زیادی برای گفتن ندارم .   اما همه چیز داره بهترو بهتر میشه 

به امید بهترین روز :)    (واسه هممنون )

 

نیست از کوتاهی پرواز بر جاماندنم             تنگنای آسمان بی بال و پر دارد مرا


اول از همه بگم واسه اینکه قبول نشدم هنوزم کمی ناراحتمsad

اما روحم خیلی سرکش شده.با ادمایی آشنا شدم  که همش شک میکنم !surprise

smileyخیلی خوب شد که من اونارو دیدم

دیدن اونا برام بیش تر از رفتن به یه رشته تاپ تو یه دانشگاه تیپ دو یا سه میرزهangel

بعلاوه اینکه حالا احتمال قبولیم تو یه دانشگاه تیپ یک surpriseبالا رفته

 

و اون آدما که گفتم !!! واقعا بی  نظیرررن !!! بمب انرژی هستن !!      کارای سخت که یکیش ادمو از پا درمیاره رو دارن با هم انجام میدن  !!!! و همچنان کلی انرژی دارن که صحبت کننو امیدشونو بدن به بقیهheart

 

جلل الخالق !! میخوام مثه اونا باشم !wink

 

 

راستی هروقت تو خیابون راه میرم این دانشجوهارو میبینم !!  قشنگ مشخصه ترم یکنsad  .  پاک غمگین میشم  .(شهر ما یه شهر دانشگاهیه   از اول مهر درحال ترکیدن از دانشجویه )

 

دلم میخواد خیلی بیش تر بنویسم ولی خب مجالش نیست . انشالله روزی که بیامو  وبلاگو بترم !!!

(من ازون نویسنده هایی بودم که تا پست هام صدتا نظر نمیخورد پست جدید نمیزاشتم  به حال الان نگاه نکنید )

 

 

با امید خوشبختی  همتون

 


سلام

!!

پاسخ نظرهامو از دست دادم ! نمیدونم یهو چی شد که رفتن همشون

 

چقد اینجا متروک شده  !! فکر میکردم اول مهر فقط خودم درس دارم ! ولی مثه اینکه همه درگیرن   :)

امیدوارم شاد باشین  و درگیری هاتوون پر خوشی باشه

راستی من فردا باید برم کانون !!  همه رو آماده کردم که ترازم اونقدرام خوب نمیشه !!  :)

برام دعا کنید . خیلی بهش نیاز دارم.

 


 

 

در دل من چیزی است ،

مثل یک بیشه نور،

مثل خواب دم صبح و چنان بی تابم ،

که دلم می خواهد بدوم تا ته دشت ،

بروم تا سر کوه ،

دورها آوایی است ،

که مرا می خواند

 

 

 

 

 

 

.

 

 

 

 

زمان میگذره و چه بخوایم چه نخوایم زندگی ادامه داره  . پس اگه شروع به زندگی نکردیم باید شروع کنیم

حالا دم مهره و همه دارن میرن دانشگاه ! تقریبا اکثر هم کلاسی هام

اما چه اهمیتی داره ؟ دیشب با دوستم صحبت کردم و بهم گفت: دیر نمیشه . سال دیگه میری!

خدایا نمیدونم این همه آرامش چطور از صدای این دختر میریزه !

تنها یه چیز منو عذابم میده ! واقعا امسال دوباره باید برم کانون

بابا میگه امسال باید سطح شهرستان 1 شم ! میگه میدونم که میتونی !

منم میدونم که میتونم ! اما کمی ترس دارم

نمیتونم بفهمم چم شده بود >؟؟ نمیتونم بفهمم چرا کنکور پارسالم اینطورشد؟ حتی الا ن که سوالاشو حل میکنم زماندار  درصدام خیلی بهتر ازسر جلسه کنکوره !!  من چیو اشتباه کردم ؟؟؟ داره دیوونم میکنه !  کاش اشکالمو میفهمیدم ! اینجوری حداقل از حل اون مشکل مطمن میشدم !

گذشته تموم شده و آینده دست ماست !

یکی بهم گفت بعضی چیزا واقعا دست ما نیست! گفت کنکور منم این حالت بوده ! گفت کمکم میکنه !

 

.

خطاب به لیمو

میدونی لیمو من آدم ساده ای بودم . به همه راست گفتم و با جون و دل راهنماییشو ن  کردم

حالا همه دروغاشون و کلک هاشون برام لو رفته و میخواستم منم  دیگه این خوب بودن های پر ضرر و کنار بزارم !

اما وقتی پست تو رو خونده بودم که گفته بودی نباید مثه اون آدما ترسناک بشی   ! دیدم که راست میگی ! دوباره خواستم آدم خوبی باشم . اما اینبار برای خودم هم ارزش قایل باشم و برای بهتر شدن بعضی ها که قدر نمیدونن  خودم رو هزار تیکه نکنم ! تا میتونم کمک میکنم ولی مرز میزارم ! بین خودم و آدمها .

 

نمیدونم دوباره ضرر میکنم یا نه

اما اینبار تا تهش ! تا ته دنیا یه آدم صادق و خیر خواه میمونم

و ازت متشکرم  که دوبار ه  برام انسانیت رو معنا کردی . 

 

.


 

 

سلام

بالاخره نتایج اومد منم قبول نشدم !

میدونید من  یه کم  خیلیییی کم امیدوار بودم

به هرحال به مهشاد عزیز تبریک میگم

لیمو میشه یه پست بزاری بتونم نظرمو بگم ؟؟؟من عاشق نظر دادن واسه پستای تو هستم !

لیمو آدمای خیلییی خوب پیدا میشن  یه نگاه به خودت بنداز ؟ ؟؟؟ فکر نکن که تنهایی !

 

 

 

نمیدونم یعنی میشه یه روز برای همیشه از پله های زیر زمین بیام بالا و دیگه برنگردم اون پلایین؟

میشه دوباره بهار توی باغ قدم بزنم و یواشکی شکوفه های گیلاسو بکنم؟؟؟

بعد چند تا برگ گردو وا کنم و بزارم جلو دهنم و بلـــــــــنــد سوت بزنم !

میشه دوباره سر شال توت ها رو بگیرم ؟؟؟

یا موقه جمع کردن زردالو ها تازه تازه  و نشسته بخورمشون ؟  بعد ماماانم بگه نخوووووور بچه سم پاشی شدن؟؟؟

میشه برم دریااا؟؟؟؟ دوباره سوار قایق و کلی بترسم

برم جنگوووو   تااا ته  !! بدون نگرانی ؟؟؟

میشه با خانواده برم سفر ؟؟؟ بعد 4 ساال ؟؟؟؟

یا میشه برم زیر بوته انگوری که همه به اسم من میشناسنش  و همشوو وا کنم ؟؟؟ با خیال راحت؟؟؟ بدون اینکه فکر کنکور باشم

 

میشه ؟؟؟

ینی بنظرتون میشه ؟؟؟میشه همه چی خـــوبـــــ   تموم شه ؟؟؟


حالم داره یکم بهتر میشه

از شنبه دوباره خوندن رو شروع کردم . البته به مقدار کم  . هنوز خوب باورم نشده که چی شده

همه میگن سال دیگه  بهتر میشه . مثه قبلا کهه میگفتن تو صد در صد قبولی

هنوز تو گوشمه وقتی میگفتم خراب کردم کنکورو میگفتن دروغ میگی  اگه تو خراب کنی که خوب کرده

هنوز تو گوشمه خانوم دکتر صدام میکردن  و من میگفم لطفا اینجوری نگین . واسه یه هفته متوقف شد       . باز شروع شد

هنوز تو گوشمه دوستام میگفتن تو که قبولی واسه چی نگرانی ؟؟؟

هه چیز تموم شد . کنکور هم   .

باورم نمیشه باز باید شروع شه

+ کتاب ناپلون هیل رو میخونم . داره تاثیر میزاره (بیندیشید تا ثروتمند شوید )

ازتون ممنونم که نظر میزارید . خیلی  ممنون


سلام . زمان داره به سختی میگذره

اون شب که بشقابارو پرت کردم

بعدش رفتم تو باغچه همه گلایی که خودم پرورش دادمو کندم .

از ریشه کندم

صبح روز بعد هرسه بشقاب کاملاسالم بودن و من از باغ آوردمشون

دیروز کمی درس خوندم

امروزم باید بخونم و تا سال دیگه این روند ادمه داره  . فکر ادامه این روند  حامو بد میکنه

یه چیزو میخوام واسه خودم تا همیشه تعیین تکلیف کنم

 هیچکس نمیمونه . دوستای  وبلاگی بالاخره همه میرن . نباید ازشون بخوام بمون

البته خودم حتا اگه سه سال هم سر نزنم آخر سر میام

لیمو   هم انگار رفته . و تمام تلاش های من انگار اصلا  هیچ .   .

یه چیزی برام عجیبه . به وب 100 نفر رفتم ولی فقط 5 تا اومدن وبم . واقعا تو بلاگ اسکای اینطور نبود

اینطوری شد که پست لیموو فقط3 نظر داره


سلام .!!

نمیدونم هنوزم کسی میاد وبم یا نه ؟؟؟

همین امروز ناگهان چشمم افتاد به پروفایل صمیمی ترین  دوستم که نوشته بود:   مهدیه عزیزم ولنتاینت مبارک !!!surprise

ینیی چییی؟؟؟؟؟ مهدی دیگه کیه ؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!! خدااااااااایااااااااااااا!!!   ینی خبریه واقعا به من هیچی نگفتهه ؟؟؟؟؟

 

درباره درس هام هم اینکه بد نیست  . از نیم سال دوم یکم کم انرژی شدم ولی دارم خودمو میکشونم wink

 

دوسدارم نظراتتون رو بشنوم blush

 

 

 

 

 

See the source image

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

برای هر ستاره ای که ناگهان
در آسمان
غروب میکند
دلم هزار پاره است

دل هزار پاره را

خیال آنکه آسمان

    -همیشه و هنوز-

پر از ستاره است

چاره است

 


بنظرم خیلی باکلاسه پست بدون نظر بزاری :)

خب ولی دوست داشتنی تر اینه که نظراتونو ببینم

به تازگی چیز زیادی برای گفتن ندارم .   اما همه چیز داره بهترو بهتر میشه 

به امید بهترین روز :)    (واسه هممنون )

 

نیست از کوتاهی پرواز بر جاماندنم             تنگنای آسمان بی بال و پر دارد مرا


اول از همه بگم واسه اینکه قبول نشدم هنوزم کمی ناراحتمsad

اما روحم خیلی سرکش شده.با ادمایی آشنا شدم  که همش شک میکنم !surprise

smileyخیلی خوب شد که من اونارو دیدم

دیدن اونا برام بیش تر از رفتن به یه رشته تاپ تو یه دانشگاه تیپ دو یا سه میرزهangel

بعلاوه اینکه حالا احتمال قبولیم تو یه دانشگاه تیپ یک surpriseبالا رفته

 

و اون آدما که گفتم !!! واقعا بی  نظیرررن !!! بمب انرژی هستن !!      کارای سخت که یکیش ادمو از پا درمیاره رو دارن با هم انجام میدن  !!!! و همچنان کلی انرژی دارن که صحبت کننو امیدشونو بدن به بقیهheart

 

جلل الخالق !! میخوام مثه اونا باشم !wink

 

 

راستی هروقت تو خیابون راه میرم این دانشجوهارو میبینم !!  قشنگ مشخصه ترم یکنsad  .  پاک غمگین میشم  .(شهر ما یه شهر دانشگاهیه   از اول مهر درحال ترکیدن از دانشجویه )

 

دلم میخواد خیلی بیش تر بنویسم ولی خب مجالش نیست . انشالله روزی که بیامو  وبلاگو بترم !!!

(من ازون نویسنده هایی بودم که تا پست هام صدتا نظر نمیخورد پست جدید نمیزاشتم  به حال الان نگاه نکنید )

 

 

با امید خوشبختی  همتون

 


سلام

!!

پاسخ نظرهامو از دست دادم ! نمیدونم یهو چی شد که رفتن همشون

 

چقد اینجا متروک شده  !! فکر میکردم اول مهر فقط خودم درس دارم ! ولی مثه اینکه همه درگیرن   :)

امیدوارم شاد باشین  و درگیری هاتوون پر خوشی باشه

راستی من فردا باید برم کانون !!  همه رو آماده کردم که ترازم اونقدرام خوب نمیشه !!  :)

برام دعا کنید . خیلی بهش نیاز دارم.

 


 

 

در دل من چیزی است ،

مثل یک بیشه نور،

مثل خواب دم صبح و چنان بی تابم ،

که دلم می خواهد بدوم تا ته دشت ،

بروم تا سر کوه ،

دورها آوایی است ،

که مرا می خواند

 

 

 

 

 

 

.

 

 

 

 

زمان میگذره و چه بخوایم چه نخوایم زندگی ادامه داره  . پس اگه شروع به زندگی نکردیم باید شروع کنیم

حالا دم مهره و همه دارن میرن دانشگاه ! تقریبا اکثر هم کلاسی هام

اما چه اهمیتی داره ؟ دیشب با دوستم صحبت کردم و بهم گفت: دیر نمیشه . سال دیگه میری!

خدایا نمیدونم این همه آرامش چطور از صدای این دختر میریزه !

تنها یه چیز منو عذابم میده ! واقعا امسال دوباره باید برم کانون

بابا میگه امسال باید سطح شهرستان 1 شم ! میگه میدونم که میتونی !

منم میدونم که میتونم ! اما کمی ترس دارم

نمیتونم بفهمم چم شده بود >؟؟ نمیتونم بفهمم چرا کنکور پارسالم اینطورشد؟ حتی الا ن که سوالاشو حل میکنم زماندار  درصدام خیلی بهتر ازسر جلسه کنکوره !!  من چیو اشتباه کردم ؟؟؟ داره دیوونم میکنه !  کاش اشکالمو میفهمیدم ! اینجوری حداقل از حل اون مشکل مطمن میشدم !

گذشته تموم شده و آینده دست ماست !

یکی بهم گفت بعضی چیزا واقعا دست ما نیست! گفت کنکور منم این حالت بوده ! گفت کمکم میکنه !

 

.

خطاب به لیمو

میدونی لیمو من آدم ساده ای بودم . به همه راست گفتم و با جون و دل راهنماییشو ن  کردم

حالا همه دروغاشون و کلک هاشون برام لو رفته و میخواستم منم  دیگه این خوب بودن های پر ضرر و کنار بزارم !

اما وقتی پست تو رو خونده بودم که گفته بودی نباید مثه اون آدما ترسناک بشی   ! دیدم که راست میگی ! دوباره خواستم آدم خوبی باشم . اما اینبار برای خودم هم ارزش قایل باشم و برای بهتر شدن بعضی ها که قدر نمیدونن  خودم رو هزار تیکه نکنم ! تا میتونم کمک میکنم ولی مرز میزارم ! بین خودم و آدمها .

 

نمیدونم دوباره ضرر میکنم یا نه

اما اینبار تا تهش ! تا ته دنیا یه آدم صادق و خیر خواه میمونم

و ازت متشکرم  که دوبار ه  برام انسانیت رو معنا کردی . 

 

.


 

 

سلام

بالاخره نتایج اومد منم قبول نشدم !

میدونید من  یه کم  خیلیییی کم امیدوار بودم

به هرحال به مهشاد عزیز تبریک میگم

لیمو میشه یه پست بزاری بتونم نظرمو بگم ؟؟؟من عاشق نظر دادن واسه پستای تو هستم !

لیمو آدمای خیلییی خوب پیدا میشن  یه نگاه به خودت بنداز ؟ ؟؟؟ فکر نکن که تنهایی !

 

 

 

نمیدونم یعنی میشه یه روز برای همیشه از پله های زیر زمین بیام بالا و دیگه برنگردم اون پلایین؟

میشه دوباره بهار توی باغ قدم بزنم و یواشکی شکوفه های گیلاسو بکنم؟؟؟

بعد چند تا برگ گردو وا کنم و بزارم جلو دهنم و بلـــــــــنــد سوت بزنم !

میشه دوباره سر شال توت ها رو بگیرم ؟؟؟

یا موقه جمع کردن زردالو ها تازه تازه  و نشسته بخورمشون ؟  بعد ماماانم بگه نخوووووور بچه سم پاشی شدن؟؟؟

میشه برم دریااا؟؟؟؟ دوباره سوار قایق و کلی بترسم

برم جنگوووو   تااا ته  !! بدون نگرانی ؟؟؟

میشه با خانواده برم سفر ؟؟؟ بعد 4 ساال ؟؟؟؟

یا میشه برم زیر بوته انگوری که همه به اسم من میشناسنش  و همشوو وا کنم ؟؟؟ با خیال راحت؟؟؟ بدون اینکه فکر کنکور باشم

 

میشه ؟؟؟

ینی بنظرتون میشه ؟؟؟میشه همه چی خـــوبـــــ   تموم شه ؟؟؟


حالم داره یکم بهتر میشه

از شنبه دوباره خوندن رو شروع کردم . البته به مقدار کم  . هنوز خوب باورم نشده که چی شده

همه میگن سال دیگه  بهتر میشه . مثه قبلا کهه میگفتن تو صد در صد قبولی

هنوز تو گوشمه وقتی میگفتم خراب کردم کنکورو میگفتن دروغ میگی  اگه تو خراب کنی که خوب کرده

هنوز تو گوشمه خانوم دکتر صدام میکردن  و من میگفم لطفا اینجوری نگین . واسه یه هفته متوقف شد       . باز شروع شد

هنوز تو گوشمه دوستام میگفتن تو که قبولی واسه چی نگرانی ؟؟؟

هه چیز تموم شد . کنکور هم   .

باورم نمیشه باز باید شروع شه

+ کتاب ناپلون هیل رو میخونم . داره تاثیر میزاره (بیندیشید تا ثروتمند شوید )

ازتون ممنونم که نظر میزارید . خیلی  ممنون


سلام . زمان داره به سختی میگذره

اون شب که بشقابارو پرت کردم

بعدش رفتم تو باغچه همه گلایی که خودم پرورش دادمو کندم .

از ریشه کندم

صبح روز بعد هرسه بشقاب کاملاسالم بودن و من از باغ آوردمشون

دیروز کمی درس خوندم

امروزم باید بخونم و تا سال دیگه این روند ادمه داره  . فکر ادامه این روند  حامو بد میکنه

یه چیزو میخوام واسه خودم تا همیشه تعیین تکلیف کنم

 هیچکس نمیمونه . دوستای  وبلاگی بالاخره همه میرن . نباید ازشون بخوام بمون

البته خودم حتا اگه سه سال هم سر نزنم آخر سر میام

لیمو   هم انگار رفته . و تمام تلاش های من انگار اصلا  هیچ .   .

یه چیزی برام عجیبه . به وب 100 نفر رفتم ولی فقط 5 تا اومدن وبم . واقعا تو بلاگ اسکای اینطور نبود

اینطوری شد که پست لیموو فقط3 نظر داره


سلام .!!

نمیدونم هنوزم کسی میاد وبم یا نه ؟؟؟

همین امروز ناگهان چشمم افتاد به پروفایل صمیمی ترین  دوستم که نوشته بود:   مهدیه عزیزم ولنتاینت مبارک !!!surprise

ینیی چییی؟؟؟؟؟ مهدی دیگه کیه ؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!! خدااااااااایااااااااااااا!!!   ینی خبریه واقعا به من هیچی نگفتهه ؟؟؟؟؟

 

درباره درس هام هم اینکه بد نیست  . از نیم سال دوم یکم کم انرژی شدم ولی دارم خودمو میکشونم wink

 

دوسدارم نظراتتون رو بشنوم blush

 

 

 

 

 

See the source image

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

برای هر ستاره ای که ناگهان
در آسمان
غروب میکند
دلم هزار پاره است

دل هزار پاره را

خیال آنکه آسمان

    -همیشه و هنوز-

پر از ستاره است

چاره است

 


بنظرم خیلی باکلاسه پست بدون نظر بزاری :)

خب ولی دوست داشتنی تر اینه که نظراتونو ببینم

به تازگی چیز زیادی برای گفتن ندارم .   اما همه چیز داره بهترو بهتر میشه 

به امید بهترین روز :)    (واسه هممنون )

 

نیست از کوتاهی پرواز بر جاماندنم             تنگنای آسمان بی بال و پر دارد مرا


اول از همه بگم واسه اینکه قبول نشدم هنوزم کمی ناراحتمsad

اما روحم خیلی سرکش شده.با ادمایی آشنا شدم  که همش شک میکنم !surprise

smileyخیلی خوب شد که من اونارو دیدم

دیدن اونا برام بیش تر از رفتن به یه رشته تاپ تو یه دانشگاه تیپ دو یا سه میرزهangel

بعلاوه اینکه حالا احتمال قبولیم تو یه دانشگاه تیپ یک surpriseبالا رفته

 

و اون آدما که گفتم !!! واقعا بی  نظیرررن !!! بمب انرژی هستن !!      کارای سخت که یکیش ادمو از پا درمیاره رو دارن با هم انجام میدن  !!!! و همچنان کلی انرژی دارن که صحبت کننو امیدشونو بدن به بقیهheart

 

جلل الخالق !! میخوام مثه اونا باشم !wink

 

 

راستی هروقت تو خیابون راه میرم این دانشجوهارو میبینم !!  قشنگ مشخصه ترم یکنsad  .  پاک غمگین میشم  .(شهر ما یه شهر دانشگاهیه   از اول مهر درحال ترکیدن از دانشجویه )

 

دلم میخواد خیلی بیش تر بنویسم ولی خب مجالش نیست . انشالله روزی که بیامو  وبلاگو بترم !!!

(من ازون نویسنده هایی بودم که تا پست هام صدتا نظر نمیخورد پست جدید نمیزاشتم  به حال الان نگاه نکنید )

 

 

با امید خوشبختی  همتون

 


سلام

!!

پاسخ نظرهامو از دست دادم ! نمیدونم یهو چی شد که رفتن همشون

 

چقد اینجا متروک شده  !! فکر میکردم اول مهر فقط خودم درس دارم ! ولی مثه اینکه همه درگیرن   :)

امیدوارم شاد باشین  و درگیری هاتوون پر خوشی باشه

راستی من فردا باید برم کانون !!  همه رو آماده کردم که ترازم اونقدرام خوب نمیشه !!  :)

برام دعا کنید . خیلی بهش نیاز دارم.

 


 

 

در دل من چیزی است ،

مثل یک بیشه نور،

مثل خواب دم صبح و چنان بی تابم ،

که دلم می خواهد بدوم تا ته دشت ،

بروم تا سر کوه ،

دورها آوایی است ،

که مرا می خواند

 

 

 

 

 

 

.

 

 

 

 

زمان میگذره و چه بخوایم چه نخوایم زندگی ادامه داره  . پس اگه شروع به زندگی نکردیم باید شروع کنیم

حالا دم مهره و همه دارن میرن دانشگاه ! تقریبا اکثر هم کلاسی هام

اما چه اهمیتی داره ؟ دیشب با دوستم صحبت کردم و بهم گفت: دیر نمیشه . سال دیگه میری!

خدایا نمیدونم این همه آرامش چطور از صدای این دختر میریزه !

تنها یه چیز منو عذابم میده ! واقعا امسال دوباره باید برم کانون

بابا میگه امسال باید سطح شهرستان 1 شم ! میگه میدونم که میتونی !

منم میدونم که میتونم ! اما کمی ترس دارم

نمیتونم بفهمم چم شده بود >؟؟ نمیتونم بفهمم چرا کنکور پارسالم اینطورشد؟ حتی الا ن که سوالاشو حل میکنم زماندار  درصدام خیلی بهتر ازسر جلسه کنکوره !!  من چیو اشتباه کردم ؟؟؟ داره دیوونم میکنه !  کاش اشکالمو میفهمیدم ! اینجوری حداقل از حل اون مشکل مطمن میشدم !

گذشته تموم شده و آینده دست ماست !

یکی بهم گفت بعضی چیزا واقعا دست ما نیست! گفت کنکور منم این حالت بوده ! گفت کمکم میکنه !

 

.

خطاب به لیمو

میدونی لیمو من آدم ساده ای بودم . به همه راست گفتم و با جون و دل راهنماییشو ن  کردم

حالا همه دروغاشون و کلک هاشون برام لو رفته و میخواستم منم  دیگه این خوب بودن های پر ضرر و کنار بزارم !

اما وقتی پست تو رو خونده بودم که گفته بودی نباید مثه اون آدما ترسناک بشی   ! دیدم که راست میگی ! دوباره خواستم آدم خوبی باشم . اما اینبار برای خودم هم ارزش قایل باشم و برای بهتر شدن بعضی ها که قدر نمیدونن  خودم رو هزار تیکه نکنم ! تا میتونم کمک میکنم ولی مرز میزارم ! بین خودم و آدمها .

 

نمیدونم دوباره ضرر میکنم یا نه

اما اینبار تا تهش ! تا ته دنیا یه آدم صادق و خیر خواه میمونم

و ازت متشکرم  که دوبار ه  برام انسانیت رو معنا کردی . 

 

.


 

 

سلام

بالاخره نتایج اومد منم قبول نشدم !

میدونید من  یه کم  خیلیییی کم امیدوار بودم

به هرحال به مهشاد عزیز تبریک میگم

لیمو میشه یه پست بزاری بتونم نظرمو بگم ؟؟؟من عاشق نظر دادن واسه پستای تو هستم !

لیمو آدمای خیلییی خوب پیدا میشن  یه نگاه به خودت بنداز ؟ ؟؟؟ فکر نکن که تنهایی !

 

 

 

نمیدونم یعنی میشه یه روز برای همیشه از پله های زیر زمین بیام بالا و دیگه برنگردم اون پلایین؟

میشه دوباره بهار توی باغ قدم بزنم و یواشکی شکوفه های گیلاسو بکنم؟؟؟

بعد چند تا برگ گردو وا کنم و بزارم جلو دهنم و بلـــــــــنــد سوت بزنم !

میشه دوباره سر شال توت ها رو بگیرم ؟؟؟

یا موقه جمع کردن زردالو ها تازه تازه  و نشسته بخورمشون ؟  بعد ماماانم بگه نخوووووور بچه سم پاشی شدن؟؟؟

میشه برم دریااا؟؟؟؟ دوباره سوار قایق و کلی بترسم

برم جنگوووو   تااا ته  !! بدون نگرانی ؟؟؟

میشه با خانواده برم سفر ؟؟؟ بعد 4 ساال ؟؟؟؟

یا میشه برم زیر بوته انگوری که همه به اسم من میشناسنش  و همشوو وا کنم ؟؟؟ با خیال راحت؟؟؟ بدون اینکه فکر کنکور باشم

 

میشه ؟؟؟

ینی بنظرتون میشه ؟؟؟میشه همه چی خـــوبـــــ   تموم شه ؟؟؟


حالم داره یکم بهتر میشه

از شنبه دوباره خوندن رو شروع کردم . البته به مقدار کم  . هنوز خوب باورم نشده که چی شده

همه میگن سال دیگه  بهتر میشه . مثه قبلا کهه میگفتن تو صد در صد قبولی

هنوز تو گوشمه وقتی میگفتم خراب کردم کنکورو میگفتن دروغ میگی  اگه تو خراب کنی که خوب کرده

هنوز تو گوشمه خانوم دکتر صدام میکردن  و من میگفم لطفا اینجوری نگین . واسه یه هفته متوقف شد       . باز شروع شد

هنوز تو گوشمه دوستام میگفتن تو که قبولی واسه چی نگرانی ؟؟؟

هه چیز تموم شد . کنکور هم   .

باورم نمیشه باز باید شروع شه

+ کتاب ناپلون هیل رو میخونم . داره تاثیر میزاره (بیندیشید تا ثروتمند شوید )

ازتون ممنونم که نظر میزارید . خیلی  ممنون


سلام . زمان داره به سختی میگذره

اون شب که بشقابارو پرت کردم

بعدش رفتم تو باغچه همه گلایی که خودم پرورش دادمو کندم .

از ریشه کندم

صبح روز بعد هرسه بشقاب کاملاسالم بودن و من از باغ آوردمشون

دیروز کمی درس خوندم

امروزم باید بخونم و تا سال دیگه این روند ادمه داره  . فکر ادامه این روند  حامو بد میکنه

یه چیزو میخوام واسه خودم تا همیشه تعیین تکلیف کنم

 هیچکس نمیمونه . دوستای  وبلاگی بالاخره همه میرن . نباید ازشون بخوام بمون

البته خودم حتا اگه سه سال هم سر نزنم آخر سر میام

لیمو   هم انگار رفته . و تمام تلاش های من انگار اصلا  هیچ .   .

یه چیزی برام عجیبه . به وب 100 نفر رفتم ولی فقط 5 تا اومدن وبم . واقعا تو بلاگ اسکای اینطور نبود

اینطوری شد که پست لیموو فقط3 نظر داره


سلام .!!

نمیدونم هنوزم کسی میاد وبم یا نه ؟؟؟

همین امروز ناگهان چشمم افتاد به پروفایل صمیمی ترین  دوستم که نوشته بود:   مهدیه عزیزم ولنتاینت مبارک !!!surprise

ینیی چییی؟؟؟؟؟ مهدی دیگه کیه ؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!! خدااااااااایااااااااااااا!!!   ینی خبریه واقعا به من هیچی نگفتهه ؟؟؟؟؟

 

درباره درس هام هم اینکه بد نیست  . از نیم سال دوم یکم کم انرژی شدم ولی دارم خودمو میکشونم wink

 

دوسدارم نظراتتون رو بشنوم blush

 

 

 

 

 

See the source image

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

برای هر ستاره ای که ناگهان
در آسمان
غروب میکند
دلم هزار پاره است

دل هزار پاره را

خیال آنکه آسمان

    -همیشه و هنوز-

پر از ستاره است

چاره است

 


بنظرم خیلی باکلاسه پست بدون نظر بزاری :)

خب ولی دوست داشتنی تر اینه که نظراتونو ببینم

به تازگی چیز زیادی برای گفتن ندارم .   اما همه چیز داره بهترو بهتر میشه 

به امید بهترین روز :)    (واسه هممنون )

 

نیست از کوتاهی پرواز بر جاماندنم             تنگنای آسمان بی بال و پر دارد مرا


اول از همه بگم واسه اینکه قبول نشدم هنوزم کمی ناراحتمsad

اما روحم خیلی سرکش شده.با ادمایی آشنا شدم  که همش شک میکنم !surprise

smileyخیلی خوب شد که من اونارو دیدم

دیدن اونا برام بیش تر از رفتن به یه رشته تاپ تو یه دانشگاه تیپ دو یا سه میرزهangel

بعلاوه اینکه حالا احتمال قبولیم تو یه دانشگاه تیپ یک surpriseبالا رفته

 

و اون آدما که گفتم !!! واقعا بی  نظیرررن !!! بمب انرژی هستن !!      کارای سخت که یکیش ادمو از پا درمیاره رو دارن با هم انجام میدن  !!!! و همچنان کلی انرژی دارن که صحبت کننو امیدشونو بدن به بقیهheart

 

جلل الخالق !! میخوام مثه اونا باشم !wink

 

 

راستی هروقت تو خیابون راه میرم این دانشجوهارو میبینم !!  قشنگ مشخصه ترم یکنsad  .  پاک غمگین میشم  .(شهر ما یه شهر دانشگاهیه   از اول مهر درحال ترکیدن از دانشجویه )

 

دلم میخواد خیلی بیش تر بنویسم ولی خب مجالش نیست . انشالله روزی که بیامو  وبلاگو بترم !!!

(من ازون نویسنده هایی بودم که تا پست هام صدتا نظر نمیخورد پست جدید نمیزاشتم  به حال الان نگاه نکنید )

 

 

با امید خوشبختی  همتون

 


سلام

!!

پاسخ نظرهامو از دست دادم ! نمیدونم یهو چی شد که رفتن همشون

 

چقد اینجا متروک شده  !! فکر میکردم اول مهر فقط خودم درس دارم ! ولی مثه اینکه همه درگیرن   :)

امیدوارم شاد باشین  و درگیری هاتوون پر خوشی باشه

راستی من فردا باید برم کانون !!  همه رو آماده کردم که ترازم اونقدرام خوب نمیشه !!  :)

برام دعا کنید . خیلی بهش نیاز دارم.

 


 

 

در دل من چیزی است ،

مثل یک بیشه نور،

مثل خواب دم صبح و چنان بی تابم ،

که دلم می خواهد بدوم تا ته دشت ،

بروم تا سر کوه ،

دورها آوایی است ،

که مرا می خواند

 

 

 

 

 

 

.

 

 

 

 

زمان میگذره و چه بخوایم چه نخوایم زندگی ادامه داره  . پس اگه شروع به زندگی نکردیم باید شروع کنیم

حالا دم مهره و همه دارن میرن دانشگاه ! تقریبا اکثر هم کلاسی هام

اما چه اهمیتی داره ؟ دیشب با دوستم صحبت کردم و بهم گفت: دیر نمیشه . سال دیگه میری!

خدایا نمیدونم این همه آرامش چطور از صدای این دختر میریزه !

تنها یه چیز منو عذابم میده ! واقعا امسال دوباره باید برم کانون

بابا میگه امسال باید سطح شهرستان 1 شم ! میگه میدونم که میتونی !

منم میدونم که میتونم ! اما کمی ترس دارم

نمیتونم بفهمم چم شده بود >؟؟ نمیتونم بفهمم چرا کنکور پارسالم اینطورشد؟ حتی الا ن که سوالاشو حل میکنم زماندار  درصدام خیلی بهتر ازسر جلسه کنکوره !!  من چیو اشتباه کردم ؟؟؟ داره دیوونم میکنه !  کاش اشکالمو میفهمیدم ! اینجوری حداقل از حل اون مشکل مطمن میشدم !

گذشته تموم شده و آینده دست ماست !

یکی بهم گفت بعضی چیزا واقعا دست ما نیست! گفت کنکور منم این حالت بوده ! گفت کمکم میکنه !

 

.

خطاب به لیمو

میدونی لیمو من آدم ساده ای بودم . به همه راست گفتم و با جون و دل راهنماییشو ن  کردم

حالا همه دروغاشون و کلک هاشون برام لو رفته و میخواستم منم  دیگه این خوب بودن های پر ضرر و کنار بزارم !

اما وقتی پست تو رو خونده بودم که گفته بودی نباید مثه اون آدما ترسناک بشی   ! دیدم که راست میگی ! دوباره خواستم آدم خوبی باشم . اما اینبار برای خودم هم ارزش قایل باشم و برای بهتر شدن بعضی ها که قدر نمیدونن  خودم رو هزار تیکه نکنم ! تا میتونم کمک میکنم ولی مرز میزارم ! بین خودم و آدمها .

 

نمیدونم دوباره ضرر میکنم یا نه

اما اینبار تا تهش ! تا ته دنیا یه آدم صادق و خیر خواه میمونم

و ازت متشکرم  که دوبار ه  برام انسانیت رو معنا کردی . 

 

.


 

 

سلام

بالاخره نتایج اومد منم قبول نشدم !

میدونید من  یه کم  خیلیییی کم امیدوار بودم

به هرحال به مهشاد عزیز تبریک میگم

لیمو میشه یه پست بزاری بتونم نظرمو بگم ؟؟؟من عاشق نظر دادن واسه پستای تو هستم !

لیمو آدمای خیلییی خوب پیدا میشن  یه نگاه به خودت بنداز ؟ ؟؟؟ فکر نکن که تنهایی !

 

 

 

نمیدونم یعنی میشه یه روز برای همیشه از پله های زیر زمین بیام بالا و دیگه برنگردم اون پلایین؟

میشه دوباره بهار توی باغ قدم بزنم و یواشکی شکوفه های گیلاسو بکنم؟؟؟

بعد چند تا برگ گردو وا کنم و بزارم جلو دهنم و بلـــــــــنــد سوت بزنم !

میشه دوباره سر شال توت ها رو بگیرم ؟؟؟

یا موقه جمع کردن زردالو ها تازه تازه  و نشسته بخورمشون ؟  بعد ماماانم بگه نخوووووور بچه سم پاشی شدن؟؟؟

میشه برم دریااا؟؟؟؟ دوباره سوار قایق و کلی بترسم

برم جنگوووو   تااا ته  !! بدون نگرانی ؟؟؟

میشه با خانواده برم سفر ؟؟؟ بعد 4 ساال ؟؟؟؟

یا میشه برم زیر بوته انگوری که همه به اسم من میشناسنش  و همشوو وا کنم ؟؟؟ با خیال راحت؟؟؟ بدون اینکه فکر کنکور باشم

 

میشه ؟؟؟

ینی بنظرتون میشه ؟؟؟میشه همه چی خـــوبـــــ   تموم شه ؟؟؟


حالم داره یکم بهتر میشه

از شنبه دوباره خوندن رو شروع کردم . البته به مقدار کم  . هنوز خوب باورم نشده که چی شده

همه میگن سال دیگه  بهتر میشه . مثه قبلا کهه میگفتن تو صد در صد قبولی

هنوز تو گوشمه وقتی میگفتم خراب کردم کنکورو میگفتن دروغ میگی  اگه تو خراب کنی که خوب کرده

هنوز تو گوشمه خانوم دکتر صدام میکردن  و من میگفم لطفا اینجوری نگین . واسه یه هفته متوقف شد       . باز شروع شد

هنوز تو گوشمه دوستام میگفتن تو که قبولی واسه چی نگرانی ؟؟؟

هه چیز تموم شد . کنکور هم   .

باورم نمیشه باز باید شروع شه

+ کتاب ناپلون هیل رو میخونم . داره تاثیر میزاره (بیندیشید تا ثروتمند شوید )

ازتون ممنونم که نظر میزارید . خیلی  ممنون


سلام . زمان داره به سختی میگذره

اون شب که بشقابارو پرت کردم

بعدش رفتم تو باغچه همه گلایی که خودم پرورش دادمو کندم .

از ریشه کندم

صبح روز بعد هرسه بشقاب کاملاسالم بودن و من از باغ آوردمشون

دیروز کمی درس خوندم

امروزم باید بخونم و تا سال دیگه این روند ادمه داره  . فکر ادامه این روند  حامو بد میکنه

یه چیزو میخوام واسه خودم تا همیشه تعیین تکلیف کنم

 هیچکس نمیمونه . دوستای  وبلاگی بالاخره همه میرن . نباید ازشون بخوام بمون

البته خودم حتا اگه سه سال هم سر نزنم آخر سر میام

لیمو   هم انگار رفته . و تمام تلاش های من انگار اصلا  هیچ .   .

یه چیزی برام عجیبه . به وب 100 نفر رفتم ولی فقط 5 تا اومدن وبم . واقعا تو بلاگ اسکای اینطور نبود

اینطوری شد که پست لیموو فقط3 نظر داره


سلام .!!

نمیدونم هنوزم کسی میاد وبم یا نه ؟؟؟

همین امروز ناگهان چشمم افتاد به پروفایل صمیمی ترین  دوستم که نوشته بود:   مهدیه عزیزم ولنتاینت مبارک !!!surprise

ینیی چییی؟؟؟؟؟ مهدی دیگه کیه ؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!! خدااااااااایااااااااااااا!!!   ینی خبریه واقعا به من هیچی نگفتهه ؟؟؟؟؟

 

درباره درس هام هم اینکه بد نیست  . از نیم سال دوم یکم کم انرژی شدم ولی دارم خودمو میکشونم wink

 

دوسدارم نظراتتون رو بشنوم blush

 

 

 

 

 

See the source image

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

برای هر ستاره ای که ناگهان
در آسمان
غروب میکند
دلم هزار پاره است

دل هزار پاره را

خیال آنکه آسمان

    -همیشه و هنوز-

پر از ستاره است

چاره است

 


بنظرم خیلی باکلاسه پست بدون نظر بزاری :)

خب ولی دوست داشتنی تر اینه که نظراتونو ببینم

به تازگی چیز زیادی برای گفتن ندارم .   اما همه چیز داره بهترو بهتر میشه 

به امید بهترین روز :)    (واسه هممنون )

 

نیست از کوتاهی پرواز بر جاماندنم             تنگنای آسمان بی بال و پر دارد مرا


اول از همه بگم واسه اینکه قبول نشدم هنوزم کمی ناراحتمsad

اما روحم خیلی سرکش شده.با ادمایی آشنا شدم  که همش شک میکنم !surprise

smileyخیلی خوب شد که من اونارو دیدم

دیدن اونا برام بیش تر از رفتن به یه رشته تاپ تو یه دانشگاه تیپ دو یا سه میرزهangel

بعلاوه اینکه حالا احتمال قبولیم تو یه دانشگاه تیپ یک surpriseبالا رفته

 

و اون آدما که گفتم !!! واقعا بی  نظیرررن !!! بمب انرژی هستن !!      کارای سخت که یکیش ادمو از پا درمیاره رو دارن با هم انجام میدن  !!!! و همچنان کلی انرژی دارن که صحبت کننو امیدشونو بدن به بقیهheart

 

جلل الخالق !! میخوام مثه اونا باشم !wink

 

 

راستی هروقت تو خیابون راه میرم این دانشجوهارو میبینم !!  قشنگ مشخصه ترم یکنsad  .  پاک غمگین میشم  .(شهر ما یه شهر دانشگاهیه   از اول مهر درحال ترکیدن از دانشجویه )

 

دلم میخواد خیلی بیش تر بنویسم ولی خب مجالش نیست . انشالله روزی که بیامو  وبلاگو بترم !!!

(من ازون نویسنده هایی بودم که تا پست هام صدتا نظر نمیخورد پست جدید نمیزاشتم  به حال الان نگاه نکنید )

 

 

با امید خوشبختی  همتون

 


سلام

!!

پاسخ نظرهامو از دست دادم ! نمیدونم یهو چی شد که رفتن همشون

 

چقد اینجا متروک شده  !! فکر میکردم اول مهر فقط خودم درس دارم ! ولی مثه اینکه همه درگیرن   :)

امیدوارم شاد باشین  و درگیری هاتوون پر خوشی باشه

راستی من فردا باید برم کانون !!  همه رو آماده کردم که ترازم اونقدرام خوب نمیشه !!  :)

برام دعا کنید . خیلی بهش نیاز دارم.

 


 

 

در دل من چیزی است ،

مثل یک بیشه نور،

مثل خواب دم صبح و چنان بی تابم ،

که دلم می خواهد بدوم تا ته دشت ،

بروم تا سر کوه ،

دورها آوایی است ،

که مرا می خواند

 

 

 

 

 

 

.

 

 

 

 

زمان میگذره و چه بخوایم چه نخوایم زندگی ادامه داره  . پس اگه شروع به زندگی نکردیم باید شروع کنیم

حالا دم مهره و همه دارن میرن دانشگاه ! تقریبا اکثر هم کلاسی هام

اما چه اهمیتی داره ؟ دیشب با دوستم صحبت کردم و بهم گفت: دیر نمیشه . سال دیگه میری!

خدایا نمیدونم این همه آرامش چطور از صدای این دختر میریزه !

تنها یه چیز منو عذابم میده ! واقعا امسال دوباره باید برم کانون

بابا میگه امسال باید سطح شهرستان 1 شم ! میگه میدونم که میتونی !

منم میدونم که میتونم ! اما کمی ترس دارم

نمیتونم بفهمم چم شده بود >؟؟ نمیتونم بفهمم چرا کنکور پارسالم اینطورشد؟ حتی الا ن که سوالاشو حل میکنم زماندار  درصدام خیلی بهتر ازسر جلسه کنکوره !!  من چیو اشتباه کردم ؟؟؟ داره دیوونم میکنه !  کاش اشکالمو میفهمیدم ! اینجوری حداقل از حل اون مشکل مطمن میشدم !

گذشته تموم شده و آینده دست ماست !

یکی بهم گفت بعضی چیزا واقعا دست ما نیست! گفت کنکور منم این حالت بوده ! گفت کمکم میکنه !

 

.

خطاب به لیمو

میدونی لیمو من آدم ساده ای بودم . به همه راست گفتم و با جون و دل راهنماییشو ن  کردم

حالا همه دروغاشون و کلک هاشون برام لو رفته و میخواستم منم  دیگه این خوب بودن های پر ضرر و کنار بزارم !

اما وقتی پست تو رو خونده بودم که گفته بودی نباید مثه اون آدما ترسناک بشی   ! دیدم که راست میگی ! دوباره خواستم آدم خوبی باشم . اما اینبار برای خودم هم ارزش قایل باشم و برای بهتر شدن بعضی ها که قدر نمیدونن  خودم رو هزار تیکه نکنم ! تا میتونم کمک میکنم ولی مرز میزارم ! بین خودم و آدمها .

 

نمیدونم دوباره ضرر میکنم یا نه

اما اینبار تا تهش ! تا ته دنیا یه آدم صادق و خیر خواه میمونم

و ازت متشکرم  که دوبار ه  برام انسانیت رو معنا کردی . 

 

.


 

 

سلام

بالاخره نتایج اومد منم قبول نشدم !

میدونید من  یه کم  خیلیییی کم امیدوار بودم

به هرحال به مهشاد عزیز تبریک میگم

لیمو میشه یه پست بزاری بتونم نظرمو بگم ؟؟؟من عاشق نظر دادن واسه پستای تو هستم !

لیمو آدمای خیلییی خوب پیدا میشن  یه نگاه به خودت بنداز ؟ ؟؟؟ فکر نکن که تنهایی !

 

 

 

نمیدونم یعنی میشه یه روز برای همیشه از پله های زیر زمین بیام بالا و دیگه برنگردم اون پلایین؟

میشه دوباره بهار توی باغ قدم بزنم و یواشکی شکوفه های گیلاسو بکنم؟؟؟

بعد چند تا برگ گردو وا کنم و بزارم جلو دهنم و بلـــــــــنــد سوت بزنم !

میشه دوباره سر شال توت ها رو بگیرم ؟؟؟

یا موقه جمع کردن زردالو ها تازه تازه  و نشسته بخورمشون ؟  بعد ماماانم بگه نخوووووور بچه سم پاشی شدن؟؟؟

میشه برم دریااا؟؟؟؟ دوباره سوار قایق و کلی بترسم

برم جنگوووو   تااا ته  !! بدون نگرانی ؟؟؟

میشه با خانواده برم سفر ؟؟؟ بعد 4 ساال ؟؟؟؟

یا میشه برم زیر بوته انگوری که همه به اسم من میشناسنش  و همشوو وا کنم ؟؟؟ با خیال راحت؟؟؟ بدون اینکه فکر کنکور باشم

 

میشه ؟؟؟

ینی بنظرتون میشه ؟؟؟میشه همه چی خـــوبـــــ   تموم شه ؟؟؟


حالم داره یکم بهتر میشه

از شنبه دوباره خوندن رو شروع کردم . البته به مقدار کم  . هنوز خوب باورم نشده که چی شده

همه میگن سال دیگه  بهتر میشه . مثه قبلا کهه میگفتن تو صد در صد قبولی

هنوز تو گوشمه وقتی میگفتم خراب کردم کنکورو میگفتن دروغ میگی  اگه تو خراب کنی که خوب کرده

هنوز تو گوشمه خانوم دکتر صدام میکردن  و من میگفم لطفا اینجوری نگین . واسه یه هفته متوقف شد       . باز شروع شد

هنوز تو گوشمه دوستام میگفتن تو که قبولی واسه چی نگرانی ؟؟؟

هه چیز تموم شد . کنکور هم   .

باورم نمیشه باز باید شروع شه

+ کتاب ناپلون هیل رو میخونم . داره تاثیر میزاره (بیندیشید تا ثروتمند شوید )

ازتون ممنونم که نظر میزارید . خیلی  ممنون


سلام . زمان داره به سختی میگذره

اون شب که بشقابارو پرت کردم

بعدش رفتم تو باغچه همه گلایی که خودم پرورش دادمو کندم .

از ریشه کندم

صبح روز بعد هرسه بشقاب کاملاسالم بودن و من از باغ آوردمشون

دیروز کمی درس خوندم

امروزم باید بخونم و تا سال دیگه این روند ادمه داره  . فکر ادامه این روند  حامو بد میکنه

یه چیزو میخوام واسه خودم تا همیشه تعیین تکلیف کنم

 هیچکس نمیمونه . دوستای  وبلاگی بالاخره همه میرن . نباید ازشون بخوام بمون

البته خودم حتا اگه سه سال هم سر نزنم آخر سر میام

لیمو   هم انگار رفته . و تمام تلاش های من انگار اصلا  هیچ .   .

یه چیزی برام عجیبه . به وب 100 نفر رفتم ولی فقط 5 تا اومدن وبم . واقعا تو بلاگ اسکای اینطور نبود

اینطوری شد که پست لیموو فقط3 نظر داره


سلام .!!

نمیدونم هنوزم کسی میاد وبم یا نه ؟؟؟

همین امروز ناگهان چشمم افتاد به پروفایل صمیمی ترین  دوستم که نوشته بود:   مهدیه عزیزم ولنتاینت مبارک !!!surprise

ینیی چییی؟؟؟؟؟ مهدی دیگه کیه ؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!! خدااااااااایااااااااااااا!!!   ینی خبریه واقعا به من هیچی نگفتهه ؟؟؟؟؟

 

درباره درس هام هم اینکه بد نیست  . از نیم سال دوم یکم کم انرژی شدم ولی دارم خودمو میکشونم wink

 

دوسدارم نظراتتون رو بشنوم blush

 

 

 

 

 

See the source image

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

برای هر ستاره ای که ناگهان
در آسمان
غروب میکند
دلم هزار پاره است

دل هزار پاره را

خیال آنکه آسمان

    -همیشه و هنوز-

پر از ستاره است

چاره است

 


بنظرم خیلی باکلاسه پست بدون نظر بزاری :)

خب ولی دوست داشتنی تر اینه که نظراتونو ببینم

به تازگی چیز زیادی برای گفتن ندارم .   اما همه چیز داره بهترو بهتر میشه 

به امید بهترین روز :)    (واسه هممنون )

 

نیست از کوتاهی پرواز بر جاماندنم             تنگنای آسمان بی بال و پر دارد مرا


اول از همه بگم واسه اینکه قبول نشدم هنوزم کمی ناراحتمsad

اما روحم خیلی سرکش شده.با ادمایی آشنا شدم  که همش شک میکنم !surprise

smileyخیلی خوب شد که من اونارو دیدم

دیدن اونا برام بیش تر از رفتن به یه رشته تاپ تو یه دانشگاه تیپ دو یا سه میرزهangel

بعلاوه اینکه حالا احتمال قبولیم تو یه دانشگاه تیپ یک surpriseبالا رفته

 

و اون آدما که گفتم !!! واقعا بی  نظیرررن !!! بمب انرژی هستن !!      کارای سخت که یکیش ادمو از پا درمیاره رو دارن با هم انجام میدن  !!!! و همچنان کلی انرژی دارن که صحبت کننو امیدشونو بدن به بقیهheart

 

جلل الخالق !! میخوام مثه اونا باشم !wink

 

 

راستی هروقت تو خیابون راه میرم این دانشجوهارو میبینم !!  قشنگ مشخصه ترم یکنsad  .  پاک غمگین میشم  .(شهر ما یه شهر دانشگاهیه   از اول مهر درحال ترکیدن از دانشجویه )

 

دلم میخواد خیلی بیش تر بنویسم ولی خب مجالش نیست . انشالله روزی که بیامو  وبلاگو بترم !!!

(من ازون نویسنده هایی بودم که تا پست هام صدتا نظر نمیخورد پست جدید نمیزاشتم  به حال الان نگاه نکنید )

 

 

با امید خوشبختی  همتون

 


سلام

!!

پاسخ نظرهامو از دست دادم ! نمیدونم یهو چی شد که رفتن همشون

 

چقد اینجا متروک شده  !! فکر میکردم اول مهر فقط خودم درس دارم ! ولی مثه اینکه همه درگیرن   :)

امیدوارم شاد باشین  و درگیری هاتوون پر خوشی باشه

راستی من فردا باید برم کانون !!  همه رو آماده کردم که ترازم اونقدرام خوب نمیشه !!  :)

برام دعا کنید . خیلی بهش نیاز دارم.

 


 

 

در دل من چیزی است ،

مثل یک بیشه نور،

مثل خواب دم صبح و چنان بی تابم ،

که دلم می خواهد بدوم تا ته دشت ،

بروم تا سر کوه ،

دورها آوایی است ،

که مرا می خواند

 

 

 

 

 

 

.

 

 

 

 

زمان میگذره و چه بخوایم چه نخوایم زندگی ادامه داره  . پس اگه شروع به زندگی نکردیم باید شروع کنیم

حالا دم مهره و همه دارن میرن دانشگاه ! تقریبا اکثر هم کلاسی هام

اما چه اهمیتی داره ؟ دیشب با دوستم صحبت کردم و بهم گفت: دیر نمیشه . سال دیگه میری!

خدایا نمیدونم این همه آرامش چطور از صدای این دختر میریزه !

تنها یه چیز منو عذابم میده ! واقعا امسال دوباره باید برم کانون

بابا میگه امسال باید سطح شهرستان 1 شم ! میگه میدونم که میتونی !

منم میدونم که میتونم ! اما کمی ترس دارم

نمیتونم بفهمم چم شده بود >؟؟ نمیتونم بفهمم چرا کنکور پارسالم اینطورشد؟ حتی الا ن که سوالاشو حل میکنم زماندار  درصدام خیلی بهتر ازسر جلسه کنکوره !!  من چیو اشتباه کردم ؟؟؟ داره دیوونم میکنه !  کاش اشکالمو میفهمیدم ! اینجوری حداقل از حل اون مشکل مطمن میشدم !

گذشته تموم شده و آینده دست ماست !

یکی بهم گفت بعضی چیزا واقعا دست ما نیست! گفت کنکور منم این حالت بوده ! گفت کمکم میکنه !

 

.

خطاب به لیمو

میدونی لیمو من آدم ساده ای بودم . به همه راست گفتم و با جون و دل راهنماییشو ن  کردم

حالا همه دروغاشون و کلک هاشون برام لو رفته و میخواستم منم  دیگه این خوب بودن های پر ضرر و کنار بزارم !

اما وقتی پست تو رو خونده بودم که گفته بودی نباید مثه اون آدما ترسناک بشی   ! دیدم که راست میگی ! دوباره خواستم آدم خوبی باشم . اما اینبار برای خودم هم ارزش قایل باشم و برای بهتر شدن بعضی ها که قدر نمیدونن  خودم رو هزار تیکه نکنم ! تا میتونم کمک میکنم ولی مرز میزارم ! بین خودم و آدمها .

 

نمیدونم دوباره ضرر میکنم یا نه

اما اینبار تا تهش ! تا ته دنیا یه آدم صادق و خیر خواه میمونم

و ازت متشکرم  که دوبار ه  برام انسانیت رو معنا کردی . 

 

.


 

 

سلام

بالاخره نتایج اومد منم قبول نشدم !

میدونید من  یه کم  خیلیییی کم امیدوار بودم

به هرحال به مهشاد عزیز تبریک میگم

لیمو میشه یه پست بزاری بتونم نظرمو بگم ؟؟؟من عاشق نظر دادن واسه پستای تو هستم !

لیمو آدمای خیلییی خوب پیدا میشن  یه نگاه به خودت بنداز ؟ ؟؟؟ فکر نکن که تنهایی !

 

 

 

نمیدونم یعنی میشه یه روز برای همیشه از پله های زیر زمین بیام بالا و دیگه برنگردم اون پلایین؟

میشه دوباره بهار توی باغ قدم بزنم و یواشکی شکوفه های گیلاسو بکنم؟؟؟

بعد چند تا برگ گردو وا کنم و بزارم جلو دهنم و بلـــــــــنــد سوت بزنم !

میشه دوباره سر شال توت ها رو بگیرم ؟؟؟

یا موقه جمع کردن زردالو ها تازه تازه  و نشسته بخورمشون ؟  بعد ماماانم بگه نخوووووور بچه سم پاشی شدن؟؟؟

میشه برم دریااا؟؟؟؟ دوباره سوار قایق و کلی بترسم

برم جنگوووو   تااا ته  !! بدون نگرانی ؟؟؟

میشه با خانواده برم سفر ؟؟؟ بعد 4 ساال ؟؟؟؟

یا میشه برم زیر بوته انگوری که همه به اسم من میشناسنش  و همشوو وا کنم ؟؟؟ با خیال راحت؟؟؟ بدون اینکه فکر کنکور باشم

 

میشه ؟؟؟

ینی بنظرتون میشه ؟؟؟میشه همه چی خـــوبـــــ   تموم شه ؟؟؟


حالم داره یکم بهتر میشه

از شنبه دوباره خوندن رو شروع کردم . البته به مقدار کم  . هنوز خوب باورم نشده که چی شده

همه میگن سال دیگه  بهتر میشه . مثه قبلا کهه میگفتن تو صد در صد قبولی

هنوز تو گوشمه وقتی میگفتم خراب کردم کنکورو میگفتن دروغ میگی  اگه تو خراب کنی که خوب کرده

هنوز تو گوشمه خانوم دکتر صدام میکردن  و من میگفم لطفا اینجوری نگین . واسه یه هفته متوقف شد       . باز شروع شد

هنوز تو گوشمه دوستام میگفتن تو که قبولی واسه چی نگرانی ؟؟؟

هه چیز تموم شد . کنکور هم   .

باورم نمیشه باز باید شروع شه

+ کتاب ناپلون هیل رو میخونم . داره تاثیر میزاره (بیندیشید تا ثروتمند شوید )

ازتون ممنونم که نظر میزارید . خیلی  ممنون


سلام . زمان داره به سختی میگذره

اون شب که بشقابارو پرت کردم

بعدش رفتم تو باغچه همه گلایی که خودم پرورش دادمو کندم .

از ریشه کندم

صبح روز بعد هرسه بشقاب کاملاسالم بودن و من از باغ آوردمشون

دیروز کمی درس خوندم

امروزم باید بخونم و تا سال دیگه این روند ادمه داره  . فکر ادامه این روند  حامو بد میکنه

یه چیزو میخوام واسه خودم تا همیشه تعیین تکلیف کنم

 هیچکس نمیمونه . دوستای  وبلاگی بالاخره همه میرن . نباید ازشون بخوام بمون

البته خودم حتا اگه سه سال هم سر نزنم آخر سر میام

لیمو   هم انگار رفته . و تمام تلاش های من انگار اصلا  هیچ .   .

یه چیزی برام عجیبه . به وب 100 نفر رفتم ولی فقط 5 تا اومدن وبم . واقعا تو بلاگ اسکای اینطور نبود

اینطوری شد که پست لیموو فقط3 نظر داره


سلام .!!

نمیدونم هنوزم کسی میاد وبم یا نه ؟؟؟

همین امروز ناگهان چشمم افتاد به پروفایل صمیمی ترین  دوستم که نوشته بود:   مهدیه عزیزم ولنتاینت مبارک !!!surprise

ینیی چییی؟؟؟؟؟ مهدی دیگه کیه ؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!! خدااااااااایااااااااااااا!!!   ینی خبریه واقعا به من هیچی نگفتهه ؟؟؟؟؟

 

درباره درس هام هم اینکه بد نیست  . از نیم سال دوم یکم کم انرژی شدم ولی دارم خودمو میکشونم wink

 

دوسدارم نظراتتون رو بشنوم blush

 

 

 

 

 

See the source image

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

برای هر ستاره ای که ناگهان
در آسمان
غروب میکند
دلم هزار پاره است

دل هزار پاره را

خیال آنکه آسمان

    -همیشه و هنوز-

پر از ستاره است

چاره است

 


بنظرم خیلی باکلاسه پست بدون نظر بزاری :)

خب ولی دوست داشتنی تر اینه که نظراتونو ببینم

به تازگی چیز زیادی برای گفتن ندارم .   اما همه چیز داره بهترو بهتر میشه 

به امید بهترین روز :)    (واسه هممنون )

 

نیست از کوتاهی پرواز بر جاماندنم             تنگنای آسمان بی بال و پر دارد مرا


اول از همه بگم واسه اینکه قبول نشدم هنوزم کمی ناراحتمsad

اما روحم خیلی سرکش شده.با ادمایی آشنا شدم  که همش شک میکنم !surprise

smileyخیلی خوب شد که من اونارو دیدم

دیدن اونا برام بیش تر از رفتن به یه رشته تاپ تو یه دانشگاه تیپ دو یا سه میرزهangel

بعلاوه اینکه حالا احتمال قبولیم تو یه دانشگاه تیپ یک surpriseبالا رفته

 

و اون آدما که گفتم !!! واقعا بی  نظیرررن !!! بمب انرژی هستن !!      کارای سخت که یکیش ادمو از پا درمیاره رو دارن با هم انجام میدن  !!!! و همچنان کلی انرژی دارن که صحبت کننو امیدشونو بدن به بقیهheart

 

جلل الخالق !! میخوام مثه اونا باشم !wink

 

 

راستی هروقت تو خیابون راه میرم این دانشجوهارو میبینم !!  قشنگ مشخصه ترم یکنsad  .  پاک غمگین میشم  .(شهر ما یه شهر دانشگاهیه   از اول مهر درحال ترکیدن از دانشجویه )

 

دلم میخواد خیلی بیش تر بنویسم ولی خب مجالش نیست . انشالله روزی که بیامو  وبلاگو بترم !!!

(من ازون نویسنده هایی بودم که تا پست هام صدتا نظر نمیخورد پست جدید نمیزاشتم  به حال الان نگاه نکنید )

 

 

با امید خوشبختی  همتون

 


سلام

!!

پاسخ نظرهامو از دست دادم ! نمیدونم یهو چی شد که رفتن همشون

 

چقد اینجا متروک شده  !! فکر میکردم اول مهر فقط خودم درس دارم ! ولی مثه اینکه همه درگیرن   :)

امیدوارم شاد باشین  و درگیری هاتوون پر خوشی باشه

راستی من فردا باید برم کانون !!  همه رو آماده کردم که ترازم اونقدرام خوب نمیشه !!  :)

برام دعا کنید . خیلی بهش نیاز دارم.

 


 

 

در دل من چیزی است ،

مثل یک بیشه نور،

مثل خواب دم صبح و چنان بی تابم ،

که دلم می خواهد بدوم تا ته دشت ،

بروم تا سر کوه ،

دورها آوایی است ،

که مرا می خواند

 

 

 

 

 

 

.

 

 

 

 

زمان میگذره و چه بخوایم چه نخوایم زندگی ادامه داره  . پس اگه شروع به زندگی نکردیم باید شروع کنیم

حالا دم مهره و همه دارن میرن دانشگاه ! تقریبا اکثر هم کلاسی هام

اما چه اهمیتی داره ؟ دیشب با دوستم صحبت کردم و بهم گفت: دیر نمیشه . سال دیگه میری!

خدایا نمیدونم این همه آرامش چطور از صدای این دختر میریزه !

تنها یه چیز منو عذابم میده ! واقعا امسال دوباره باید برم کانون

بابا میگه امسال باید سطح شهرستان 1 شم ! میگه میدونم که میتونی !

منم میدونم که میتونم ! اما کمی ترس دارم

نمیتونم بفهمم چم شده بود >؟؟ نمیتونم بفهمم چرا کنکور پارسالم اینطورشد؟ حتی الا ن که سوالاشو حل میکنم زماندار  درصدام خیلی بهتر ازسر جلسه کنکوره !!  من چیو اشتباه کردم ؟؟؟ داره دیوونم میکنه !  کاش اشکالمو میفهمیدم ! اینجوری حداقل از حل اون مشکل مطمن میشدم !

گذشته تموم شده و آینده دست ماست !

یکی بهم گفت بعضی چیزا واقعا دست ما نیست! گفت کنکور منم این حالت بوده ! گفت کمکم میکنه !

 

.

خطاب به لیمو

میدونی لیمو من آدم ساده ای بودم . به همه راست گفتم و با جون و دل راهنماییشو ن  کردم

حالا همه دروغاشون و کلک هاشون برام لو رفته و میخواستم منم  دیگه این خوب بودن های پر ضرر و کنار بزارم !

اما وقتی پست تو رو خونده بودم که گفته بودی نباید مثه اون آدما ترسناک بشی   ! دیدم که راست میگی ! دوباره خواستم آدم خوبی باشم . اما اینبار برای خودم هم ارزش قایل باشم و برای بهتر شدن بعضی ها که قدر نمیدونن  خودم رو هزار تیکه نکنم ! تا میتونم کمک میکنم ولی مرز میزارم ! بین خودم و آدمها .

 

نمیدونم دوباره ضرر میکنم یا نه

اما اینبار تا تهش ! تا ته دنیا یه آدم صادق و خیر خواه میمونم

و ازت متشکرم  که دوبار ه  برام انسانیت رو معنا کردی . 

 

.


 

 

سلام

بالاخره نتایج اومد منم قبول نشدم !

میدونید من  یه کم  خیلیییی کم امیدوار بودم

به هرحال به مهشاد عزیز تبریک میگم

لیمو میشه یه پست بزاری بتونم نظرمو بگم ؟؟؟من عاشق نظر دادن واسه پستای تو هستم !

لیمو آدمای خیلییی خوب پیدا میشن  یه نگاه به خودت بنداز ؟ ؟؟؟ فکر نکن که تنهایی !

 

 

 

نمیدونم یعنی میشه یه روز برای همیشه از پله های زیر زمین بیام بالا و دیگه برنگردم اون پلایین؟

میشه دوباره بهار توی باغ قدم بزنم و یواشکی شکوفه های گیلاسو بکنم؟؟؟

بعد چند تا برگ گردو وا کنم و بزارم جلو دهنم و بلـــــــــنــد سوت بزنم !

میشه دوباره سر شال توت ها رو بگیرم ؟؟؟

یا موقه جمع کردن زردالو ها تازه تازه  و نشسته بخورمشون ؟  بعد ماماانم بگه نخوووووور بچه سم پاشی شدن؟؟؟

میشه برم دریااا؟؟؟؟ دوباره سوار قایق و کلی بترسم

برم جنگوووو   تااا ته  !! بدون نگرانی ؟؟؟

میشه با خانواده برم سفر ؟؟؟ بعد 4 ساال ؟؟؟؟

یا میشه برم زیر بوته انگوری که همه به اسم من میشناسنش  و همشوو وا کنم ؟؟؟ با خیال راحت؟؟؟ بدون اینکه فکر کنکور باشم

 

میشه ؟؟؟

ینی بنظرتون میشه ؟؟؟میشه همه چی خـــوبـــــ   تموم شه ؟؟؟


حالم داره یکم بهتر میشه

از شنبه دوباره خوندن رو شروع کردم . البته به مقدار کم  . هنوز خوب باورم نشده که چی شده

همه میگن سال دیگه  بهتر میشه . مثه قبلا کهه میگفتن تو صد در صد قبولی

هنوز تو گوشمه وقتی میگفتم خراب کردم کنکورو میگفتن دروغ میگی  اگه تو خراب کنی که خوب کرده

هنوز تو گوشمه خانوم دکتر صدام میکردن  و من میگفم لطفا اینجوری نگین . واسه یه هفته متوقف شد       . باز شروع شد

هنوز تو گوشمه دوستام میگفتن تو که قبولی واسه چی نگرانی ؟؟؟

هه چیز تموم شد . کنکور هم   .

باورم نمیشه باز باید شروع شه

+ کتاب ناپلون هیل رو میخونم . داره تاثیر میزاره (بیندیشید تا ثروتمند شوید )

ازتون ممنونم که نظر میزارید . خیلی  ممنون


سلام . زمان داره به سختی میگذره

اون شب که بشقابارو پرت کردم

بعدش رفتم تو باغچه همه گلایی که خودم پرورش دادمو کندم .

از ریشه کندم

صبح روز بعد هرسه بشقاب کاملاسالم بودن و من از باغ آوردمشون

دیروز کمی درس خوندم

امروزم باید بخونم و تا سال دیگه این روند ادمه داره  . فکر ادامه این روند  حامو بد میکنه

یه چیزو میخوام واسه خودم تا همیشه تعیین تکلیف کنم

 هیچکس نمیمونه . دوستای  وبلاگی بالاخره همه میرن . نباید ازشون بخوام بمون

البته خودم حتا اگه سه سال هم سر نزنم آخر سر میام

لیمو   هم انگار رفته . و تمام تلاش های من انگار اصلا  هیچ .   .

یه چیزی برام عجیبه . به وب 100 نفر رفتم ولی فقط 5 تا اومدن وبم . واقعا تو بلاگ اسکای اینطور نبود

اینطوری شد که پست لیموو فقط3 نظر داره


سلام .!!

نمیدونم هنوزم کسی میاد وبم یا نه ؟؟؟

همین امروز ناگهان چشمم افتاد به پروفایل صمیمی ترین  دوستم که نوشته بود:   مهدیه عزیزم ولنتاینت مبارک !!!surprise

ینیی چییی؟؟؟؟؟ مهدی دیگه کیه ؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!! خدااااااااایااااااااااااا!!!   ینی خبریه واقعا به من هیچی نگفتهه ؟؟؟؟؟

 

درباره درس هام هم اینکه بد نیست  . از نیم سال دوم یکم کم انرژی شدم ولی دارم خودمو میکشونم wink

 

دوسدارم نظراتتون رو بشنوم blush

 

 

 

 

 

See the source image

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

برای هر ستاره ای که ناگهان
در آسمان
غروب میکند
دلم هزار پاره است

دل هزار پاره را

خیال آنکه آسمان

    -همیشه و هنوز-

پر از ستاره است

چاره است

 


بنظرم خیلی باکلاسه پست بدون نظر بزاری :)

خب ولی دوست داشتنی تر اینه که نظراتونو ببینم

به تازگی چیز زیادی برای گفتن ندارم .   اما همه چیز داره بهترو بهتر میشه 

به امید بهترین روز :)    (واسه هممنون )

 

نیست از کوتاهی پرواز بر جاماندنم             تنگنای آسمان بی بال و پر دارد مرا


اول از همه بگم واسه اینکه قبول نشدم هنوزم کمی ناراحتمsad

اما روحم خیلی سرکش شده.با ادمایی آشنا شدم  که همش شک میکنم !surprise

smileyخیلی خوب شد که من اونارو دیدم

دیدن اونا برام بیش تر از رفتن به یه رشته تاپ تو یه دانشگاه تیپ دو یا سه میرزهangel

بعلاوه اینکه حالا احتمال قبولیم تو یه دانشگاه تیپ یک surpriseبالا رفته

 

و اون آدما که گفتم !!! واقعا بی  نظیرررن !!! بمب انرژی هستن !!      کارای سخت که یکیش ادمو از پا درمیاره رو دارن با هم انجام میدن  !!!! و همچنان کلی انرژی دارن که صحبت کننو امیدشونو بدن به بقیهheart

 

جلل الخالق !! میخوام مثه اونا باشم !wink

 

 

راستی هروقت تو خیابون راه میرم این دانشجوهارو میبینم !!  قشنگ مشخصه ترم یکنsad  .  پاک غمگین میشم  .(شهر ما یه شهر دانشگاهیه   از اول مهر درحال ترکیدن از دانشجویه )

 

دلم میخواد خیلی بیش تر بنویسم ولی خب مجالش نیست . انشالله روزی که بیامو  وبلاگو بترم !!!

(من ازون نویسنده هایی بودم که تا پست هام صدتا نظر نمیخورد پست جدید نمیزاشتم  به حال الان نگاه نکنید )

 

 

با امید خوشبختی  همتون

 


سلام

!!

پاسخ نظرهامو از دست دادم ! نمیدونم یهو چی شد که رفتن همشون

 

چقد اینجا متروک شده  !! فکر میکردم اول مهر فقط خودم درس دارم ! ولی مثه اینکه همه درگیرن   :)

امیدوارم شاد باشین  و درگیری هاتوون پر خوشی باشه

راستی من فردا باید برم کانون !!  همه رو آماده کردم که ترازم اونقدرام خوب نمیشه !!  :)

برام دعا کنید . خیلی بهش نیاز دارم.

 


 

 

در دل من چیزی است ،

مثل یک بیشه نور،

مثل خواب دم صبح و چنان بی تابم ،

که دلم می خواهد بدوم تا ته دشت ،

بروم تا سر کوه ،

دورها آوایی است ،

که مرا می خواند

 

 

 

 

 

 

.

 

 

 

 

زمان میگذره و چه بخوایم چه نخوایم زندگی ادامه داره  . پس اگه شروع به زندگی نکردیم باید شروع کنیم

حالا دم مهره و همه دارن میرن دانشگاه ! تقریبا اکثر هم کلاسی هام

اما چه اهمیتی داره ؟ دیشب با دوستم صحبت کردم و بهم گفت: دیر نمیشه . سال دیگه میری!

خدایا نمیدونم این همه آرامش چطور از صدای این دختر میریزه !

تنها یه چیز منو عذابم میده ! واقعا امسال دوباره باید برم کانون

بابا میگه امسال باید سطح شهرستان 1 شم ! میگه میدونم که میتونی !

منم میدونم که میتونم ! اما کمی ترس دارم

نمیتونم بفهمم چم شده بود >؟؟ نمیتونم بفهمم چرا کنکور پارسالم اینطورشد؟ حتی الا ن که سوالاشو حل میکنم زماندار  درصدام خیلی بهتر ازسر جلسه کنکوره !!  من چیو اشتباه کردم ؟؟؟ داره دیوونم میکنه !  کاش اشکالمو میفهمیدم ! اینجوری حداقل از حل اون مشکل مطمن میشدم !

گذشته تموم شده و آینده دست ماست !

یکی بهم گفت بعضی چیزا واقعا دست ما نیست! گفت کنکور منم این حالت بوده ! گفت کمکم میکنه !

 

.

خطاب به لیمو

میدونی لیمو من آدم ساده ای بودم . به همه راست گفتم و با جون و دل راهنماییشو ن  کردم

حالا همه دروغاشون و کلک هاشون برام لو رفته و میخواستم منم  دیگه این خوب بودن های پر ضرر و کنار بزارم !

اما وقتی پست تو رو خونده بودم که گفته بودی نباید مثه اون آدما ترسناک بشی   ! دیدم که راست میگی ! دوباره خواستم آدم خوبی باشم . اما اینبار برای خودم هم ارزش قایل باشم و برای بهتر شدن بعضی ها که قدر نمیدونن  خودم رو هزار تیکه نکنم ! تا میتونم کمک میکنم ولی مرز میزارم ! بین خودم و آدمها .

 

نمیدونم دوباره ضرر میکنم یا نه

اما اینبار تا تهش ! تا ته دنیا یه آدم صادق و خیر خواه میمونم

و ازت متشکرم  که دوبار ه  برام انسانیت رو معنا کردی . 

 

.


 

 

سلام

بالاخره نتایج اومد منم قبول نشدم !

میدونید من  یه کم  خیلیییی کم امیدوار بودم

به هرحال به مهشاد عزیز تبریک میگم

لیمو میشه یه پست بزاری بتونم نظرمو بگم ؟؟؟من عاشق نظر دادن واسه پستای تو هستم !

لیمو آدمای خیلییی خوب پیدا میشن  یه نگاه به خودت بنداز ؟ ؟؟؟ فکر نکن که تنهایی !

 

 

 

نمیدونم یعنی میشه یه روز برای همیشه از پله های زیر زمین بیام بالا و دیگه برنگردم اون پلایین؟

میشه دوباره بهار توی باغ قدم بزنم و یواشکی شکوفه های گیلاسو بکنم؟؟؟

بعد چند تا برگ گردو وا کنم و بزارم جلو دهنم و بلـــــــــنــد سوت بزنم !

میشه دوباره سر شال توت ها رو بگیرم ؟؟؟

یا موقه جمع کردن زردالو ها تازه تازه  و نشسته بخورمشون ؟  بعد ماماانم بگه نخوووووور بچه سم پاشی شدن؟؟؟

میشه برم دریااا؟؟؟؟ دوباره سوار قایق و کلی بترسم

برم جنگوووو   تااا ته  !! بدون نگرانی ؟؟؟

میشه با خانواده برم سفر ؟؟؟ بعد 4 ساال ؟؟؟؟

یا میشه برم زیر بوته انگوری که همه به اسم من میشناسنش  و همشوو وا کنم ؟؟؟ با خیال راحت؟؟؟ بدون اینکه فکر کنکور باشم

 

میشه ؟؟؟

ینی بنظرتون میشه ؟؟؟میشه همه چی خـــوبـــــ   تموم شه ؟؟؟


حالم داره یکم بهتر میشه

از شنبه دوباره خوندن رو شروع کردم . البته به مقدار کم  . هنوز خوب باورم نشده که چی شده

همه میگن سال دیگه  بهتر میشه . مثه قبلا کهه میگفتن تو صد در صد قبولی

هنوز تو گوشمه وقتی میگفتم خراب کردم کنکورو میگفتن دروغ میگی  اگه تو خراب کنی که خوب کرده

هنوز تو گوشمه خانوم دکتر صدام میکردن  و من میگفم لطفا اینجوری نگین . واسه یه هفته متوقف شد       . باز شروع شد

هنوز تو گوشمه دوستام میگفتن تو که قبولی واسه چی نگرانی ؟؟؟

هه چیز تموم شد . کنکور هم   .

باورم نمیشه باز باید شروع شه

+ کتاب ناپلون هیل رو میخونم . داره تاثیر میزاره (بیندیشید تا ثروتمند شوید )

ازتون ممنونم که نظر میزارید . خیلی  ممنون


سلام . زمان داره به سختی میگذره

اون شب که بشقابارو پرت کردم

بعدش رفتم تو باغچه همه گلایی که خودم پرورش دادمو کندم .

از ریشه کندم

صبح روز بعد هرسه بشقاب کاملاسالم بودن و من از باغ آوردمشون

دیروز کمی درس خوندم

امروزم باید بخونم و تا سال دیگه این روند ادمه داره  . فکر ادامه این روند  حامو بد میکنه

یه چیزو میخوام واسه خودم تا همیشه تعیین تکلیف کنم

 هیچکس نمیمونه . دوستای  وبلاگی بالاخره همه میرن . نباید ازشون بخوام بمون

البته خودم حتا اگه سه سال هم سر نزنم آخر سر میام

لیمو   هم انگار رفته . و تمام تلاش های من انگار اصلا  هیچ .   .

یه چیزی برام عجیبه . به وب 100 نفر رفتم ولی فقط 5 تا اومدن وبم . واقعا تو بلاگ اسکای اینطور نبود

اینطوری شد که پست لیموو فقط3 نظر داره


سلام .!!

نمیدونم هنوزم کسی میاد وبم یا نه ؟؟؟

همین امروز ناگهان چشمم افتاد به پروفایل صمیمی ترین  دوستم که نوشته بود:   مهدیه عزیزم ولنتاینت مبارک !!!surprise

ینیی چییی؟؟؟؟؟ مهدی دیگه کیه ؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!! خدااااااااایااااااااااااا!!!   ینی خبریه واقعا به من هیچی نگفتهه ؟؟؟؟؟

 

درباره درس هام هم اینکه بد نیست  . از نیم سال دوم یکم کم انرژی شدم ولی دارم خودمو میکشونم wink

 

دوسدارم نظراتتون رو بشنوم blush

 

 

 

 

 

See the source image

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

برای هر ستاره ای که ناگهان
در آسمان
غروب میکند
دلم هزار پاره است

دل هزار پاره را

خیال آنکه آسمان

    -همیشه و هنوز-

پر از ستاره است

چاره است

 


بنظرم خیلی باکلاسه پست بدون نظر بزاری :)

خب ولی دوست داشتنی تر اینه که نظراتونو ببینم

به تازگی چیز زیادی برای گفتن ندارم .   اما همه چیز داره بهترو بهتر میشه 

به امید بهترین روز :)    (واسه هممنون )

 

نیست از کوتاهی پرواز بر جاماندنم             تنگنای آسمان بی بال و پر دارد مرا


اول از همه بگم واسه اینکه قبول نشدم هنوزم کمی ناراحتمsad

اما روحم خیلی سرکش شده.با ادمایی آشنا شدم  که همش شک میکنم !surprise

smileyخیلی خوب شد که من اونارو دیدم

دیدن اونا برام بیش تر از رفتن به یه رشته تاپ تو یه دانشگاه تیپ دو یا سه میرزهangel

بعلاوه اینکه حالا احتمال قبولیم تو یه دانشگاه تیپ یک surpriseبالا رفته

 

و اون آدما که گفتم !!! واقعا بی  نظیرررن !!! بمب انرژی هستن !!      کارای سخت که یکیش ادمو از پا درمیاره رو دارن با هم انجام میدن  !!!! و همچنان کلی انرژی دارن که صحبت کننو امیدشونو بدن به بقیهheart

 

جلل الخالق !! میخوام مثه اونا باشم !wink

 

 

راستی هروقت تو خیابون راه میرم این دانشجوهارو میبینم !!  قشنگ مشخصه ترم یکنsad  .  پاک غمگین میشم  .(شهر ما یه شهر دانشگاهیه   از اول مهر درحال ترکیدن از دانشجویه )

 

دلم میخواد خیلی بیش تر بنویسم ولی خب مجالش نیست . انشالله روزی که بیامو  وبلاگو بترم !!!

(من ازون نویسنده هایی بودم که تا پست هام صدتا نظر نمیخورد پست جدید نمیزاشتم  به حال الان نگاه نکنید )

 

 

با امید خوشبختی  همتون

 


سلام

!!

پاسخ نظرهامو از دست دادم ! نمیدونم یهو چی شد که رفتن همشون

 

چقد اینجا متروک شده  !! فکر میکردم اول مهر فقط خودم درس دارم ! ولی مثه اینکه همه درگیرن   :)

امیدوارم شاد باشین  و درگیری هاتوون پر خوشی باشه

راستی من فردا باید برم کانون !!  همه رو آماده کردم که ترازم اونقدرام خوب نمیشه !!  :)

برام دعا کنید . خیلی بهش نیاز دارم.

 


 

 

در دل من چیزی است ،

مثل یک بیشه نور،

مثل خواب دم صبح و چنان بی تابم ،

که دلم می خواهد بدوم تا ته دشت ،

بروم تا سر کوه ،

دورها آوایی است ،

که مرا می خواند

 

 

 

 

 

 

.

 

 

 

 

زمان میگذره و چه بخوایم چه نخوایم زندگی ادامه داره  . پس اگه شروع به زندگی نکردیم باید شروع کنیم

حالا دم مهره و همه دارن میرن دانشگاه ! تقریبا اکثر هم کلاسی هام

اما چه اهمیتی داره ؟ دیشب با دوستم صحبت کردم و بهم گفت: دیر نمیشه . سال دیگه میری!

خدایا نمیدونم این همه آرامش چطور از صدای این دختر میریزه !

تنها یه چیز منو عذابم میده ! واقعا امسال دوباره باید برم کانون

بابا میگه امسال باید سطح شهرستان 1 شم ! میگه میدونم که میتونی !

منم میدونم که میتونم ! اما کمی ترس دارم

نمیتونم بفهمم چم شده بود >؟؟ نمیتونم بفهمم چرا کنکور پارسالم اینطورشد؟ حتی الا ن که سوالاشو حل میکنم زماندار  درصدام خیلی بهتر ازسر جلسه کنکوره !!  من چیو اشتباه کردم ؟؟؟ داره دیوونم میکنه !  کاش اشکالمو میفهمیدم ! اینجوری حداقل از حل اون مشکل مطمن میشدم !

گذشته تموم شده و آینده دست ماست !

یکی بهم گفت بعضی چیزا واقعا دست ما نیست! گفت کنکور منم این حالت بوده ! گفت کمکم میکنه !

 

.

خطاب به لیمو

میدونی لیمو من آدم ساده ای بودم . به همه راست گفتم و با جون و دل راهنماییشو ن  کردم

حالا همه دروغاشون و کلک هاشون برام لو رفته و میخواستم منم  دیگه این خوب بودن های پر ضرر و کنار بزارم !

اما وقتی پست تو رو خونده بودم که گفته بودی نباید مثه اون آدما ترسناک بشی   ! دیدم که راست میگی ! دوباره خواستم آدم خوبی باشم . اما اینبار برای خودم هم ارزش قایل باشم و برای بهتر شدن بعضی ها که قدر نمیدونن  خودم رو هزار تیکه نکنم ! تا میتونم کمک میکنم ولی مرز میزارم ! بین خودم و آدمها .

 

نمیدونم دوباره ضرر میکنم یا نه

اما اینبار تا تهش ! تا ته دنیا یه آدم صادق و خیر خواه میمونم

و ازت متشکرم  که دوبار ه  برام انسانیت رو معنا کردی . 

 

.


 

 

سلام

بالاخره نتایج اومد منم قبول نشدم !

میدونید من  یه کم  خیلیییی کم امیدوار بودم

به هرحال به مهشاد عزیز تبریک میگم

لیمو میشه یه پست بزاری بتونم نظرمو بگم ؟؟؟من عاشق نظر دادن واسه پستای تو هستم !

لیمو آدمای خیلییی خوب پیدا میشن  یه نگاه به خودت بنداز ؟ ؟؟؟ فکر نکن که تنهایی !

 

 

 

نمیدونم یعنی میشه یه روز برای همیشه از پله های زیر زمین بیام بالا و دیگه برنگردم اون پلایین؟

میشه دوباره بهار توی باغ قدم بزنم و یواشکی شکوفه های گیلاسو بکنم؟؟؟

بعد چند تا برگ گردو وا کنم و بزارم جلو دهنم و بلـــــــــنــد سوت بزنم !

میشه دوباره سر شال توت ها رو بگیرم ؟؟؟

یا موقه جمع کردن زردالو ها تازه تازه  و نشسته بخورمشون ؟  بعد ماماانم بگه نخوووووور بچه سم پاشی شدن؟؟؟

میشه برم دریااا؟؟؟؟ دوباره سوار قایق و کلی بترسم

برم جنگوووو   تااا ته  !! بدون نگرانی ؟؟؟

میشه با خانواده برم سفر ؟؟؟ بعد 4 ساال ؟؟؟؟

یا میشه برم زیر بوته انگوری که همه به اسم من میشناسنش  و همشوو وا کنم ؟؟؟ با خیال راحت؟؟؟ بدون اینکه فکر کنکور باشم

 

میشه ؟؟؟

ینی بنظرتون میشه ؟؟؟میشه همه چی خـــوبـــــ   تموم شه ؟؟؟


حالم داره یکم بهتر میشه

از شنبه دوباره خوندن رو شروع کردم . البته به مقدار کم  . هنوز خوب باورم نشده که چی شده

همه میگن سال دیگه  بهتر میشه . مثه قبلا کهه میگفتن تو صد در صد قبولی

هنوز تو گوشمه وقتی میگفتم خراب کردم کنکورو میگفتن دروغ میگی  اگه تو خراب کنی که خوب کرده

هنوز تو گوشمه خانوم دکتر صدام میکردن  و من میگفم لطفا اینجوری نگین . واسه یه هفته متوقف شد       . باز شروع شد

هنوز تو گوشمه دوستام میگفتن تو که قبولی واسه چی نگرانی ؟؟؟

هه چیز تموم شد . کنکور هم   .

باورم نمیشه باز باید شروع شه

+ کتاب ناپلون هیل رو میخونم . داره تاثیر میزاره (بیندیشید تا ثروتمند شوید )

ازتون ممنونم که نظر میزارید . خیلی  ممنون


سلام . زمان داره به سختی میگذره

اون شب که بشقابارو پرت کردم

بعدش رفتم تو باغچه همه گلایی که خودم پرورش دادمو کندم .

از ریشه کندم

صبح روز بعد هرسه بشقاب کاملاسالم بودن و من از باغ آوردمشون

دیروز کمی درس خوندم

امروزم باید بخونم و تا سال دیگه این روند ادمه داره  . فکر ادامه این روند  حامو بد میکنه

یه چیزو میخوام واسه خودم تا همیشه تعیین تکلیف کنم

 هیچکس نمیمونه . دوستای  وبلاگی بالاخره همه میرن . نباید ازشون بخوام بمون

البته خودم حتا اگه سه سال هم سر نزنم آخر سر میام

لیمو   هم انگار رفته . و تمام تلاش های من انگار اصلا  هیچ .   .

یه چیزی برام عجیبه . به وب 100 نفر رفتم ولی فقط 5 تا اومدن وبم . واقعا تو بلاگ اسکای اینطور نبود

اینطوری شد که پست لیموو فقط3 نظر داره


تبلیغات

محل تبلیغات شما
عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها

سیستم های حضور و غیاب آقای سه نقطه اطلاعات مفيد در مورد سلامتي، تغذيه، خشکبار، و.... اخبار ورزشی دانلود موزيک جديد کتابدونی کارتخوان سیار شخصی آبان دخت ... دختر آبان ... وبلاگ تخصصی مهندسی هسته ای خرید و فروش بیت کوین